ترجمه "taking" به فارسی

جذاب, گیرنده, بهره بهترین ترجمه های "taking" به فارسی هستند.

taking adjective noun verb دستور زبان

alluring; attractive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جذاب

    adjective

    This must be the magic speakeasy he always wanted to take me to.

    این باید همون چیز جذاب و جادویی باشه که همیشه می خواست منو ببره تا ببینمش

  • گیرنده

    We all have moments of giving and taking.

    همهی ما در لحظاتی گیرنده یا دهنده هستیم.

  • بهره

    noun

    Everyone said it was wrong to take advantage of the miseries and misfortunes of others.

    همه میگفتند که بهره کشی از یک مشت آدمهای بد بخت و درمانده کار اشتباهی است .

  • ترجمه های کمتر

    • درآمد
    • شور
    • صید
    • گیرا
    • (انگلیس - قدیمی) هیجان
    • (جمع) سود
    • درآمد(ها)
    • دریافتی ها
    • عمل گرفتن
    • چیز شکار شده یا گرفته شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " taking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "taking" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "taking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه