ترجمه "taking" به فارسی
جذاب, گیرنده, بهره بهترین ترجمه های "taking" به فارسی هستند.
taking
adjective
noun
verb
دستور زبان
alluring; attractive. [..]
-
جذاب
adjectiveThis must be the magic speakeasy he always wanted to take me to.
این باید همون چیز جذاب و جادویی باشه که همیشه می خواست منو ببره تا ببینمش
-
گیرنده
We all have moments of giving and taking.
همهی ما در لحظاتی گیرنده یا دهنده هستیم.
-
بهره
nounEveryone said it was wrong to take advantage of the miseries and misfortunes of others.
همه میگفتند که بهره کشی از یک مشت آدمهای بد بخت و درمانده کار اشتباهی است .
-
ترجمه های کمتر
- درآمد
- شور
- صید
- گیرا
- (انگلیس - قدیمی) هیجان
- (جمع) سود
- درآمد(ها)
- دریافتی ها
- عمل گرفتن
- چیز شکار شده یا گرفته شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taking " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "taking" با ترجمه به فارسی
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن