ترجمه "tall" به فارسی
بلند, الدنگ, قد بهترین ترجمه های "tall" به فارسی هستند.
tall
adjective
noun
دستور زبان
(obsolete) obsequious; obedient [..]
-
بلند
adjectiveof a person [..]
It struck him how very tall all of them were.
از این که دید قد هر سه نفر از خودش خیلی بلندتر استجاخورد.
-
الدنگ
of a person
-
قد
nounHe is as tall as any boy in his class.
او هم قد هیچ یک از همکلاسی هایش نیست
-
ترجمه های کمتر
- قامت
- بلندقامت
- دراز
- بزرگ
- مرتفع
- صاف
- شق
- رشید
- ایستاده
- لندهور
- شجاع
- راست
- عجیب
- رفیع
- رفعت
- سروقد
- فرازین
- جالب
- (امریکا - عامیانه) باور نکردنی
- (انسان) بالابلند
- (در لیوان و غیره ی) بلند
- (عامیانه) پر باد و فیس
- (مهجور) خوش سیما
- (مهجور) دلیر
- خوش قیافه 0
- شق و رق
- قد بلند
- مبالغه آمیز
- پر ادعا
- پر طمطراق
- پر کر و فر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tall" با ترجمه به فارسی
-
روغن چوب (در صابون سازی و صنعت کاربرد دارد)
-
آرناتروم آوناسئوم · آرناتروم الاتيور · آرناتروم الاتیوس · آونا الاتيور · يولافك
-
علفبره نیمانند · فستوکا آروندیناسئا · فسكوي بلند
-
بلندی
-
پنیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن