ترجمه "talon" به فارسی

چنگال, پنجه, ناخن بهترین ترجمه های "talon" به فارسی هستند.

talon noun دستور زبان

A sharp, hooked claw of a bird of prey or other predatory animal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چنگال

    noun

    hooked claw

    We're gonna harvest the skin, the talons and the wing.

    باید بریم پوست, چنگال و بال ها رو جمع کنیم

  • پنجه

    noun
  • ناخن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پاشنه
    • انگشت
    • منقار
    • (بازی ورق) بقیه ی ورق ها (پس از دادن دست ها)
    • (به ویژه اگر چلاق یا زشت باشد) دست انسان
    • (به ویژه پرنده ی شکاری مانند عقاب) چنگال
    • (قفل) زبانه
    • پاشنه پا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " talon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Talon proper

A male given name

+ اضافه کردن

"Talon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Talon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "talon"

اضافه کردن

ترجمه های "talon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه