ترجمه "tang" به فارسی
مزه, دنگ, طعم بهترین ترجمه های "tang" به فارسی هستند.
tang
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) tongue [..]
-
مزه
nounFor as long as they can remember, the Robinsons say there's been a strange tang to the water.
" رابينسون " ميگه ، از وقتي که يادشون مياد يه مزه ي عجيبي توي آب بوده
-
دنگ
-
طعم
noun
-
ترجمه های کمتر
- رغبت
- نشانه
- اثر
- (ته فلزی چاقو و آچار و شمشیر و غیره که در وسط دسته قرار می گیرد) ته تیغه
- بوی تند
- بوی مشخص
- ته بدنه
- خاندان شاهی تانگ (که از 816 تا 609 میلادی بر چین حکومت می کرد)
- دنگ کردن
- رایحه تند
- رجوع شود به surgeonfish
- صدای بلند و پر طنین
- صدای پر طنین ایجاد کردن
- طعم تند
- طعنه آمیزی
- مزه تند
- مزه ی تند
- مزه ی مشخص
- مقدار کم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tang
proper
noun
دستور زبان
Tang dynasty [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tang" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tang در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "tang" با ترجمه به فارسی
-
کنزو تانگه
-
دودمان تانگ
-
تانگ
-
جراح زرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن