ترجمه "tank" به فارسی
تانک, باک, برکه بهترین ترجمه های "tank" به فارسی هستند.
tank
verb
noun
دستور زبان
A container for liquids or gases, typically with a volume of several cubic metres. [..]
-
تانک
nounmilitary armoured fighting vehicle [..]
That's me with my arm around her on that tank.
ناسلامتی اون منم که جلوی تانک دستمو دور گردنش انداختم.
-
باک
nounfuel reservoir
Drop this little pill in your gas tank and get ten extra miles to the gallon.
این گو لهی کوچولو رو بذارین توی باک بنزینتون با هر لیتری یه فرسخ اضافه میرین.
-
برکه
noun
-
ترجمه های کمتر
- مخزن
- منبع
- انبار
- انباشتگاه
- غرابه
- مانداب
- ماندابگاه
- (اتومبیل) باک
- (ارتش) تانک
- (امریکا - خودمانی) سلول زندان
- (در اصل)انبار آب
- آب انبار
- اتاق زندان
- از قصد باختن
- در تانک یا آب انبار قرار دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tank " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tank
-
تانک
nounKids should try to pretend that they're Tank.
بچه ها بايد وانمود کنند که تانک هستند
تصاویر با "tank"
عباراتی شبیه به "tank" با ترجمه به فارسی
-
توپ ضدتانک
-
اندیشکده · اندیشگاه · سازمان پژوهشی
-
آبانبارها
-
کپسول اکسیژن
-
(راه آهن) واگن نفتکش · واگن تانکر · واگن مخزن
-
زیرپیراهن رکابی
-
رآکتور همزندار
-
تانک اصلی میدان نبرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن