ترجمه "tantrum" به فارسی
کج خلقی، خشم، قهر, خشم, غیظ بهترین ترجمه های "tantrum" به فارسی هستند.
tantrum
noun
دستور زبان
An often childish display or fit of bad temper. [..]
-
کج خلقی، خشم، قهر
nounoften childish display of bad temper [..]
-
خشم
he stayed away until Scarlett's tantrum had passed.
هنگامی بازگشت که خشم اسکار لت فروکش کرده بود .
-
غیظ
noun
-
ترجمه های کمتر
- کج خلقی
- قهر
- قشقرق
- تخسی
- اعراض
- (به ویژه کودک) بهانه گیری و خشم
- (ناگهانی) بد خلقی
- اوقات تلخی
- حمله صرع
- ونگ زدن
- گریه زاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tantrum " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن