ترجمه "tarantula" به فارسی
رتیل, (جانور شناسی), تارانتولا بهترین ترجمه های "tarantula" به فارسی هستند.
tarantula
noun
دستور زبان
A species of wolf spider, Lycosa tarentula. [..]
-
رتیل
nounwolf spider
We shall start with he who is closest to the tarantula of Forli:
باید از کسی که بیشتر از همه به رتیل " فورلی " نزدیکه شروع کنیم
-
(جانور شناسی)
-
تارانتولا
-
ترجمه های کمتر
- رتیل (Lycosa tarentula)
- رتیل پشمالو (انواع تنندوهای زهرین بومی نواحی گرمسیر امریکا از تیره ی Theraphosidae)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tarantula " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tarantula"
عباراتی شبیه به "tarantula" با ترجمه به فارسی
-
رتیل کوتوله
-
رتیل زانو قرمز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن