ترجمه "taro" به فارسی
گوشفیل, كوكويام, (گیاه شناسی) تارو (Colocasia esculenta از خانواده ی arum - بومی نواحی گرمسیر آسیا - ریشه ی آن خوراکی است) بهترین ترجمه های "taro" به فارسی هستند.
taro
noun
دستور زبان
A tropical plant raised as a food primarily for its corm, which distantly resembles potato. [..]
-
گوشفیل
-
كوكويام
-
(گیاه شناسی) تارو (Colocasia esculenta از خانواده ی arum - بومی نواحی گرمسیر آسیا - ریشه ی آن خوراکی است)
-
گوشفیل (سبزیجات)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Taro
proper
A river and valley in Italy
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Taro" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Taro در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "taro" با ترجمه به فارسی
-
كوكويام (گوشفيل)
-
آرد گوشفيل
-
آلوکازیا ماکروریزا · تاروي كبير
اضافه کردن مثال
اضافه کردن