ترجمه "taut" به فارسی

کشیده, سفت, مرتب بهترین ترجمه های "taut" به فارسی هستند.

taut adjective دستور زبان

Tight; under tension, as in a rope or bow string. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشیده

    The chain by which it is tied sags and grows taut with a rusty clattering.

    زنجیری که آن را به اسکله بسته است با چکاچاک آهنهای فرسودهاش کشیده میشود و باز رها میگردد.

  • سفت

    adjective

    The taut muscles of her youth were looseand drooping.

    ماهیچههای سفت دوران جوانیش شل و وارفته شده بود.

  • مرتب

    He made the wire taut

    سیم آهنی را مرتب کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • تروتمیز
    • منظم
    • تنگ
    • (طناب یا سیم و غیره) کشیده
    • (عضلات و اعصاب) پرتنش
    • رفت و روب شده
    • فشرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " taut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "taut" با ترجمه به فارسی

  • امادگی · سفتی · وخامت · کشیدگی وسفتی
اضافه کردن

ترجمه های "taut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه