ترجمه "tea" به فارسی

چای, چاى, چاي بهترین ترجمه های "tea" به فارسی هستند.

tea verb noun دستور زبان

(uncountable) The dried leaves or buds of the tea plant, Camellia sinensis . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چای

    noun

    drink made from leaves of tea plant [..]

    She confused a cup of tea with a bottle of vodka.

    او یک فنجان چای را با یک بطری ودکا اشتباه گرفته بود.

  • چاى

    The dried leaves or buds of the tea plant, Camellia sinensis.

  • چاي

    Boil this for an hour and drink the tea.

    اينو بايد يک ساعت جوشوند و مثل چاي خورد.

  • ترجمه های کمتر

    • عصرانه
    • جوشانده
    • (انگلیس) چای و خوراک سبک در عصر
    • (خودمانی) ماری جوانا
    • (گیاه شناسی) بته ی چای (Thea sinensis)
    • تئا بوهئا
    • تئا سينانسيس
    • تئا ويريديس
    • كامليا تئا
    • كامليا تئيفرا
    • مهمانی عصر
    • نوشیدنی چای مانند
    • وابسته به چاییان (گیاهان تیره ی Theaceae از راسته ی Theales که دولپه ای و همیشه سبز هستند)
    • پذیرایی سرشب
    • چای (وعده غذایی)
    • کاملیا سینانسیس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tea " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tea proper

A city in South Dakota

+ اضافه کردن

"Tea" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tea در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

TEA adjective noun دستور زبان

Taxed enough already. [..]

+ اضافه کردن

"TEA" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TEA در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "tea"

عباراتی شبیه به "tea" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tea" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه