ترجمه "teacher" به فارسی
آموزگار, معلم, آموزاننده بهترین ترجمه های "teacher" به فارسی هستند.
teacher
noun
دستور زبان
A person who teaches, especially one employed in a school. [..]
-
آموزگار
nounperson who teaches [..]
Experience is the best teacher.
تجربه بهترین آموزگار است.
-
معلم
nounperson who teaches [..]
Our teacher warned him not to be late again.
معلم ما به او هشدار داد که دیگر دیر نکند.
-
آموزاننده
nounperson who teaches [..]
-
ترجمه های کمتر
- استاد
- دبیر
- m'elm
- مدرس
- مربی
- اموزگار
- خواجه
- یاد دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " teacher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "teacher"
عباراتی شبیه به "teacher" با ترجمه به فارسی
-
معلمان
-
روز معلم
-
آموزش معلم · تربیت معلم
-
(امریکا) معلم سرخانه
-
تدریس عملی کردن · دانشجوی تدریس عملی · دانشجوی دوره ی معلمی که تمرینا درس می دهد
-
آموزش معلم · تربیت معلم
-
استاد دانشگاه
-
دارالمعلمین · دانش سرا · دانشسرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن