ترجمه "team" به فارسی
گروه, تیم, دسته بهترین ترجمه های "team" به فارسی هستند.
A set of draught animals, such as two horses in front of a carriage. [..]
-
گروه
noungroup of people [..]
I need a tow and forensics team on standby.
يه طناب لازم دارم و گروه قانوني آماده باشن.
-
تیم
noungroup of people [..]
A pipe band had come to bid the football team farewell.
دستهی سازهای بادی برای بدرقهی تیم فوتبال آمده بود.
-
دسته
nounThe team stood harnessed to the sled in an unbroken line.
دسته سگها در یک خط به سورتمه بسته شده بودند.
-
ترجمه های کمتر
- دست
- جفت
- تیمی
- گروهی
- نفرات
- جمعی
- یارگان
- نوادگان
- اعقاب
- نسل
- (ارتش) گروهان
- (اسب های کالسکه و غیره را) راندن
- (اسب) باهم به کالسکه (و غیره) بستن
- (با چند اسب) حمل کردن
- (در یک گروه) همکاری کردن
- (معمولا با: up) هم گروه شدن
- (مهجور) دسته ی بچه خوک یا بچه مرغابی
- (مهجور) زاد و رود
- (ورزش) تیم
- با هم یوغ کردن
- دسته جمعی
- متحد شدن
- هم دست شدن
- وابسته به تیم یا گروه
- یک دستگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " team " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A privacy relationship setting that allows a large amount of information to be viewed, usually assigned to people on your team.
-
تیم
noun properA soccer team consists of eleven players.
یک تیم فوتبال متشکل از 11 بازیکن است
TEAM (Slovak band)
"TEAM" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TEAM در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "team"
عباراتی شبیه به "team" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - آموزش) تدریس گروهی
-
تیم بسکتبال
-
تیمهای کاری
-
تیم ورزشی حرفهای
-
دانشگاهی
-
(ورزش - گماشتن دو بازیکن برای مقابله با یک بازیکن حریف) دو تایکی کردن
-
تیمهای کارا
-
دفتر رهنمای تیم پروژه