ترجمه "tech" به فارسی
تکنولوژی, فن, فنی بهترین ترجمه های "tech" به فارسی هستند.
tech
noun
دستور زبان
abbreviation of technology [..]
-
تکنولوژی
nounWhen do you get to share that tech with the rest of the world?
کی میخوای این تکنولوژی رو با بقیه دنیا درمیون بزاری ؟ خب.
-
فن
nounI would be ten times what you are if I had that tech in my head.
اگه اين فن آوري رو داشتم ده برابر تو توانايي داشتم
-
فنی
Their tech guy is dead, so I'm betting they're gonna need a new one.
مسئول فنی اونا مُرده ، پس حتما اونا به یه نفر دیگه احتیاج دارن.
-
به طور فنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tech " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tech" با ترجمه به فارسی
-
عاشق تکنولوژی · متخصص فناوری
-
فناوری عالی
-
(مخفف : low technology) · دارای فن آوری ابتدایی · وابسته به شرکت ها و نظام های بازرگانی متکی به کم فن آوری · کم فن آور (در برابر: پر فن آور high-tech) (فاقد یا بی نیاز از تکنولوژی پیچیده وتخصصی)
-
تکنولوژی انعطاف پذیر، فن آوری قابل انعطاف
-
(مخفف : high-technology) تکنولوژی پیچیده · تکنولوژی سطح بالا · تکنولوژی پیشرفته · وابسته به طرح ها و ابزار فلزی شیک وپیشرفته
-
بهم خورده · مختل
-
معماری هایتک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن