ترجمه "technique" به فارسی

تکنیک, فن, روش بهترین ترجمه های "technique" به فارسی هستند.

technique noun دستور زبان

(uncountable) The practical aspects of a given art, occupation etc.; formal requirements. [from 19th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکنیک

    noun

    practical aspects of a given art [..]

    His technique was unrivalled and completely unbelievable.

    تکنیک او بی همتا و کاملاً غیرفابل باور بود.

  • فن

    noun

    Besides, he saw that if it came to talking about technique

    به علاوه ، تصور میکرد تا جایی که فقط به فن مربوط میشود،

  • روش

    noun

    First of all I was taken aback by what seemed to me the clumsiness of his technique.

    در درجه اول از آنچه به نظر من عدم انسجام روش او بود جا خوردم.

  • ترجمه های کمتر

    • مهارت
    • شیوه
    • تكنيك
    • شگرد
    • تخصص
    • تروند
    • tiknaloge
    • تروندگان
    • صناعت
    • اسلوب
    • متد
    • کاردانی
    • تروند گری
    • روش فنی
    • فنون علمی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " technique " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Technique
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فن – تکنیک

عباراتی شبیه به "technique" با ترجمه به فارسی

  • ازمون بهمچسبي سرم · اي.آي.آ · ايمنيسنجي آنزيمي · تکنیکهای ايمني-آنزيم · فنون ايمنيسنجی به واسطه آنزيم · فنون ايمونوپراكسيداز · فنون ایمنی-آنزیم
  • تجزيه شيميايي · تعيين مواد شيميايي · تکنیک های واکافتی · روشهای تجزیهای · فنون تجزيهاي · فنون واکافتی
  • ایمونوفلوئورسانس · فلوئورايمنيسنجی · فن پادتن فلوئورسانت · فن پادتن فلوئورسانت غير مستقيم
  • فنون غنیسازی شغلی
  • فنون زيستي (كنترل آفت)
  • ازمون بهمچسبي سرم · اي.آي.آ · ايمنيسنجي آنزيمي · تکنیکهای ايمني-آنزيم · فنون ايمنيسنجی به واسطه آنزيم · فنون ايمونوپراكسيداز · فنون ایمنی-آنزیم
اضافه کردن

ترجمه های "technique" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه