ترجمه "tectonic" به فارسی
ساختی, ساختمانی, زمین ساختی بهترین ترجمه های "tectonic" به فارسی هستند.
tectonic
adjective
دستور زبان
of or relating to construction or to architecture [..]
-
ساختی
He's telling us about tectonic plates.
آقای معلم درباره صفحههای زمین ساختی حرف میزند.
-
ساختمانی
-
زمین ساختی
He's telling us about tectonic plates.
آقای معلم درباره صفحههای زمین ساختی حرف میزند.
-
ترجمه های کمتر
- وابسته به دگرگونی های پوسته ی زمین : زمین ساز
- وابسته به ساختن یا ساختمان یا معماری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tectonic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tectonic" با ترجمه به فارسی
-
(زمین شناسی - این نظریه : سطح زمین از چندین صفحه ی عظیم تشکیل شده که مرتبا در حرکت اند و موجب زلزله و به وجود آمدن کوه ها و غیره هستند) زمین ساز شناسی · زمینساخت بشقابی
-
بالاآمدگی زمینساختی
-
رجوع شود به diastrophism
-
(با فعل مفرد) · (زمین شناسی) زمین ساز شناسی · زمینساخت · زمینشناسی · ساخت شناسی · علم زمينساخت · علوم و هنرهای ساختمانی (مانند معماری) · فن معماری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن