ترجمه "telecommuting" به فارسی

(کار در منزل توسط کامپیوتر و غیره به جای کار در اداره) آگه رسانی, دور کاری بهترین ترجمه های "telecommuting" به فارسی هستند.

telecommuting noun verb دستور زبان

(computing) The action of working from home, sometimes for part of a working day or week, using a computer connected to one's employer's network or via the Internet [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (کار در منزل توسط کامپیوتر و غیره به جای کار در اداره) آگه رسانی

  • دور کاری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " telecommuting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "telecommuting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه