ترجمه "telescope" به فارسی

تلسکوپ, اختربین, دوربین بهترین ترجمه های "telescope" به فارسی هستند.

telescope verb noun دستور زبان

A monocular optical instrument possessing magnification for observing distant objects, especially in astronomy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلسکوپ

    noun

    optical instrument possessing magnification [..]

    But it's an unusual building to protect this telescope.

    اما ساختمان غیر معمولی برای حفاظت از تلسکوپ است.

  • اختربین

    noun

    optical instrument possessing magnification

  • دوربین

    noun

    his sabre cut cheek, and his old brass telescope.

    با آن دوربین کهنهی مسی بارها ساحل را پیموده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • تلسكوپ
    • تلکسوپ
    • ادغام کردن
    • خلاصه کردن
    • دارای اجزای درهم قرار گرفته
    • در هم رفتن
    • در هم فرو رفتن
    • در هم فشردن
    • در هم فشرده شدن
    • دوربین نجومی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " telescope " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "telescope"

عباراتی شبیه به "telescope" با ترجمه به فارسی

  • با تلسکپ
  • تلسکوپ بزرگ آفریقای جنوبی
  • تلسکوپ البیتی
  • تلسکوپ بسیار بزرگ
  • دوربین تفنگ
  • تلسکوپ کیهانی (یا فضایی) · ماهواره ی کیهان نما
  • (مثل لوله ی تلسکوپ) جمع شو · از طریق تلسکوپ · تلسکوپی · در هم رو (telescopical هم می گویند) · قابل دید فقط با تلسکوپ · وابسته به دور بین نجومی یا عدسی هدفگیری تفنگ از راه دور
  • تلسکوپ آیینه ای · تلسکوپ بازتابگر · تلسکوپ بازتابی · تلسکوپ نوری
اضافه کردن

ترجمه های "telescope" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه