ترجمه "template" به فارسی
قالب, شابلون, الگو بهترین ترجمه های "template" به فارسی هستند.
template
verb
noun
دستور زبان
A physical object whose shape is used as a guide to make other objects [..]
-
قالب
nounphysical object
Do you really want to remove that template?
واقعاً میخواهید آن قالب را حذف کنید ؟
-
شابلون
physical object
-
الگو
nounA file that contains some pre-defined formatting, layout, and/or text and graphics and that serves as the basis for new documents with a similar look or purpose.
The counter serves as a template
شمارنده ها به عنوان یک الگو
-
ترجمه های کمتر
- بالشتک
- قواره
- تیر نگهدار
- تیر یا تخته ی بالای در
- سنگ زیر تیر سقف
- قالب (سی++)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " template " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Template
-
الگو
nounThe counter serves as a template
شمارنده ها به عنوان یک الگو
-
تمپلت – فرم اطلاعاتی
تصاویر با "template"
عباراتی شبیه به "template" با ترجمه به فارسی
-
الگوی معمولی
-
الگوی کلی
-
الگوی فرم
-
الگوی محتویات
-
الگوی طرح
-
الگوهای ساختار شکست کار
-
برنامه نویسی خودآرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن