ترجمه "tendon" به فارسی

تاندون, پی, وتر بهترین ترجمه های "tendon" به فارسی هستند.

tendon noun دستور زبان

(anatomy) A tough band of inelastic fibrous tissue that connects a muscle with its bony attachment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاندون

    tough band of inelastic fibrous tissue that connects a muscle with its bony attachment [..]

    You have decreased reflexes in your patellar tendon.

    توي تاندون کشکک زانوتون دچار کاهش واکنش شديد

  • پی

    noun

    tough band of inelastic fibrous tissue that connects a muscle with its bony attachment

    to seek to hamstring him, as it were, by sundering or maiming his gigantic tail tendon.

    که در صدد برآیند با کوفتن و دوپاره کردن پی دنب کوه مانند وال، او را چنانکه گویی اسب است پی کنند.

  • وتر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عصب
    • زردپی
    • اوتار
    • تنود
    • پوره
    • (کالبدشناسی) زردپی
    • تار وپود
    • رگ وپی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tendon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tendon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tendon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه