ترجمه "tenor" به فارسی
تنور, فحوا, گذرراه بهترین ترجمه های "tenor" به فارسی هستند.
tenor
adjective
noun
دستور زبان
(archaic, music) Musical part or section that holds or performs the main melody, as opposed to the contratenor bassus and contratenor altus , who perform countermelodies. [..]
-
تنور
nounclassical male singing voice
a promising tenor they had staked to a year in Milan
تنور خوان معروفی که در میلان به دیک علاقهمند شده بود و رابطهشان حدود یک سال طول کشید،
-
فحوا
-
گذرراه
-
ترجمه های کمتر
- چم
- گرایش
- سرشت
- زمان سررسید
- طبیعت
- نیت
- رویه
- (درهارمونی چهار بخشی) هارمونی دوم
- (سند رسمی) متن دقیق
- (مهجور) نهاد
- (موسیقی) تنور
- (موسیقی) وابسته به صدای تنور
- تمایل کلی
- مسیر معمولی
- معنی کلی
- مفاد (رجوع شود به transcript)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tenor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tenor" با ترجمه به فارسی
-
تمبک
-
(موسیقی) کلید C روی خط چهارم · کلید تنور
-
ساکسوفون تنور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن