ترجمه "terrain" به فارسی

ناهمواری, بوم, (زمین شناسی) رجوع شود به terrane بهترین ترجمه های "terrain" به فارسی هستند.

terrain noun دستور زبان

(geology) A single, distinctive rock formation; an area having a preponderance of a particular rock or group of rocks. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناهمواری

    vertical and horizontal dimension of land surface

  • بوم

    noun
  • (زمین شناسی) رجوع شود به terrane

  • ترجمه های کمتر

    • (قطعه) زمین
    • عوارض زمین
    • نوع زمین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " terrain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "terrain" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "terrain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه