ترجمه "terse" به فارسی
موجز, مختصر, کوتاه بهترین ترجمه های "terse" به فارسی هستند.
terse
adjective
دستور زبان
(obsolete) Polished, burnished; smooth; fine, neat, spruce. [..]
-
موجز
adjective -
مختصر
adjectiveThese are some terse responses.
جواب هاي مختصر و مفيد ميدي.
-
کوتاه
adjectiveHis love and concern for his only daughter were nearly overwhelming, and yet his words were always terse and casual.
عشق و نگرانی او برای تنها دخترش بی حد و نصاب بود و با این حال، صحبتهایش همیشه کوتاه و عادی بودند.
-
ترجمه های کمتر
- کم حرف
- مختصر و مفید
- کم گفتار
- کم گوی
- کوتاه ومختصر
- کوته گو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " terse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن