ترجمه "tester" به فارسی

ممتحن, آزمایش کننده, آزماینده بهترین ترجمه های "tester" به فارسی هستند.

tester noun دستور زبان

A canopy over a bed etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ممتحن

    noun
  • آزمایش کننده

    noun
  • آزماینده

  • ترجمه های کمتر

    • آزمونگر
    • سایبان
    • (شخص یا چیز) آزمون گر
    • امتحان کننده
    • رجوع شود به teston
    • طاق نما (به ویژه سایبان روی تختخواب)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tester " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tester"

اضافه کردن

ترجمه های "tester" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه