ترجمه "tether" به فارسی
افسار, مهار, پالهنگ بهترین ترجمه های "tether" به فارسی هستند.
tether
verb
noun
دستور زبان
(by extension) the limit of one's abilities, resources etc [..]
-
افسار
And that sends energy back down the tether.
و از راه افسار انرژی تولید شده را به پایین منتقل میکنند.
-
مهار
nounWe may have tethered his consciousness.
ممکنه خودآگاهش رو مهار کرده باشيم.
-
پالهنگ
-
ترجمه های کمتر
- کمند
- ظرفیت
- (استعداد یا قابلیت فردی و غیره) حد
- افسار کردن
- بستن (با افسار)
- مهار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tether " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tether"
عباراتی شبیه به "tether" با ترجمه به فارسی
-
آغلهای انفرادی مقید
-
ابزار مهار · افسارها
-
چرای مقید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن