ترجمه "texture" به فارسی
بافت, ساختار, ترکیب بهترین ترجمه های "texture" به فارسی هستند.
texture
verb
noun
دستور زبان
to create or apply a texture [..]
-
بافت
nounA rectangular array of pixels applied to a visual object. [..]
He meditated resentfully on the physical texture of life.
با انزجار در بحر بافت خارجی زندگی غرق شده بود.
-
ساختار
i can do it by the smell of the wind and the texture of the water
من میتوانم این را بوسیلهبوی باد و ساختار آب بفهمم
-
ترکیب
nounHe imagined himself in the arms of Ruth Chalice, he thought of her dark eyes and the wonderful texture of her skin
خود را در آغوش روت چال یس میپنداشت، به چشمان سیاه و ترکیب عجیب چشمش میاندیشید
-
ترجمه های کمتر
- ویژگی
- نسج
- خصوصیت
- نهاد
- (در اصل) پارچه
- (نرمی یا زبری و غیره) پرماس
- بافت (خواص شیمیایی-فیزیکی)
- بافت (روش بافتن)
- بافته
- دارای بافت بخصوص کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " texture " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "texture"
عباراتی شبیه به "texture" با ترجمه به فارسی
-
بافت خاک
-
بافت سنجی
-
ستبرسازهاي غذايي · عوامل ژلهساز · قوامدهندهها · پایدارکنندهها
-
بافتدارسازی · بافتدارسازی (فراوری) · قوامدهی
-
بافت شهری
-
مخملی
-
ساختمانی · مربوط به بافت
-
دارای بافت برجسته · دارای بافت یا نرمی یا زبری بخصوص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن