ترجمه "than" به فارسی

از, تا, بجز بهترین ترجمه های "than" به فارسی هستند.

than adverb conjunction adposition دستور زبان

(obsolete, archaic or dialectal) (usually used with for) Because; for. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از

    adposition

    Introduces a comparison

    When I was a child, our house seemed bigger than now.

    هنگامی که بچه بودم، خانه مان بزرگ تر از اکنون به نظر می رسید.

  • تا

    noun adposition

    A bat is not a bird any more than a fish is.

    یک ماهی بیشتر شبیه پرنده ست تا یک خفاش

  • بجز

    conjunction

    They would know that I could have no other motive than truth and justice.

    میدانند که من بجز حقیقت و عدالت انگیزهی دیگری ندارم.

  • ترجمه های کمتر

    • كه
    • سوای
    • (برای بیان استثنا) جز
    • (به ویژه پس از ساختارهای وارونه در آغاز جمله) تا
    • (در مقایسه - پس از قید یا صفت تفضیلی) از
    • به استثنای
    • به مجرد
    • در مقایسه با
    • غیر از
    • هنوز نه (همراه با scarcely یا hardly یا barely و غیره می آید)
    • هنگامی (که)
    • که از -
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " than " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Than
+ اضافه کردن

"Than" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Than در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "than" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "than" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه