ترجمه "thankful" به فارسی

سپاسگزار, ممنون, متشکر بهترین ترجمه های "thankful" به فارسی هستند.

thankful adjective دستور زبان

Showing appreciation, gratitude. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سپاسگزار

    adjective

    showing thanks

    We must be thankful if her life can be saved.

    اگر زندگي او نجات يابد بايد سپاسگزار باشيم.

  • ممنون

    adjective

    Thanks for the letter and the wonderful photos of your hometown.

    ممنون به خاطر نامه وعکس های بسیار زیبا از زادگاهتان.

  • متشکر

    He was embarrassed, and thankful that the darkness hid it.

    او دستپاچه بود و از تاریکی که آن را پنهان میکرد، متشکر بود.

  • ترجمه های کمتر

    • سپاسمند
    • خوشبختانه
    • سپاس دار
    • قرین امتنان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thankful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "thankful" با ترجمه به فارسی

  • (ندا) سپاس · term · امتنان · تشکر · سپاس · سپاسمندم · سپاسگزارم · متشکرم · مرسی · ممنون · ممنونم
  • term
  • تشکر فراوان
  • term · خیلی متشکرم · خیلی ممنون
  • تشکر · تشکر کردن · سپاس · سپاس کردن (رجوع شود به thanks) · سپاسگزاری · سپاسگزاری کردن · مسئول دانستن · مقصر شناختن
  • به لطف
  • امتنان · تشکر · سپاس گزاربودن · شاکری
  • تشکر کردن · سپاسگزاری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "thankful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه