ترجمه "that" به فارسی
آن, که, كِه بهترین ترجمه های "that" به فارسی هستند.
Connecting noun clause (as involving reported speech etc.); introducing a subordinate noun clause. [from 9th c.] [..]
-
آن
determiner pronounthat thing [..]
Tom claimed that he didn't know his beach house was being used for illegal activities.
تام ادّعا کرد که نمیدانسته خانهی ساحلی اش برای فعالیتهای غیرقانونی استفاده میشده است.
-
که
conjunctionconnecting a noun clause [..]
Marriage is a dinner that begins with dessert.
ازدواج مانند شامی است که با دسر شروع میشود.
-
كِه
which
-
ترجمه های کمتر
- اون
- ân
- كه
- اینکه
- آنها
- چه
- آنکه
- آنقدر
- کاش
- کاشکی
- (اشاره به شخص یا چیز) آن
- (جمع) آنان
- آن مقدار
- آن همه
- از اینکه
- ای کاش
- برای آنکه
- به آن -
- به آن حد
- تا آنکه
- تا اینکه
- چه می شد اگر
- که (معمولا می توان بدون تغییر دادن معنی جمله آن را حذف نمود)
- که آن را
- که او را
- که در آن
- که در آن هنگام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " that " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"That" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای That در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "that" با ترجمه به فارسی
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
بینگو!، همین کافیه · خودشه
-
از آنجایی که
-
همین · همین است · همین بود
-
از قرار معلوم، گویا، اینجور که دیده می شود، اینجور که پیداست.
-
لازم به ذکر است
-
متوجهی؟
-
چشمم آب نمی خورد