ترجمه "thaw" به فارسی
گداختن, (با هم) گرم شدن, (با: it) دارای گرمای بیش از صفر شدن (به ویژه آب و هوا) بهترین ترجمه های "thaw" به فارسی هستند.
thaw
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To melt, dissolve, or become fluid; to soften; — said of that which is frozen; as, the ice thaws. Specifically by gradual warming [..]
-
گداختن
verb -
(با هم) گرم شدن
-
(با: it) دارای گرمای بیش از صفر شدن (به ویژه آب و هوا)
-
ترجمه های کمتر
- (روابط و غیره) گرمی
- (مجازی) سردی جلسه یا روابط و غیره را برطرف کردن
- (یخ و برف) آب شدن یا کردن
- آب شدگی
- بر طرف سازی سردی یا کدورت
- وا رفتن
- یخ چیزی را باز کردن
- یخ گشایی
- یخ گشایی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " thaw " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "thaw" با ترجمه به فارسی
-
رژیمهای دمای خاک
-
آبشدن یخ · يخزدايي
-
آبشدن یخ · يخزدايي
-
آبشدن یخ · يخزدايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن