ترجمه "theme" به فارسی
موضوع, تم, مضمون بهترین ترجمه های "theme" به فارسی هستند.
theme
verb
noun
دستور زبان
a subject of a talk or an artistic piece; a topic. [..]
-
موضوع
nounsubject of a talk or an artistic piece
To produce a mighty book, you must choose a mighty theme.
برای پدید آوردن کتاب عظیم بایست موضوع عظیمی برگزید.
-
تم
nounsubject of a talk or an artistic piece
I wish I could beam you up to maintain the theme of our evening.
اي کاش مي تونستم کاري کنم که شما لبخند بزنيد تا تم عصر ما بوجود بياد.
-
مضمون
The method of operation of the higher intelligences was Tom Finnegan's theme
مضمون صحبتش تجلی نیروهای معنوی آن جهانی بود.
-
ترجمه های کمتر
- مبحث
- باره
- mowzu
- جستار
- درونمایه
- سرفصل
- فرهشت
- موتیف
- ضابطه
- پوسته
- (امریکا - آموزش) انشا
- (امور هنری) تم
- (مخفف) رجوع شود به theme song
- بن مایه
- بن مایه دار کردن
- خود نوشت
- دارای موضوع یا بن مایه ی بخصوصی کردن
- رساله ی کوتاه
- زمینه موسیقایی
- شکل عمده
- طرح زمینه
- مایه اصلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " theme " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "theme" با ترجمه به فارسی
-
(فیلم و نمایش و غیره) آواز یا آهنگ اصلی (که تکرار می شود و نمایشگر کل برنامه است)
-
(امریکا) پارک تفریحی که درباره ی موضوع خاص یا به سبک خاصی باشد
-
بسته طرح زمینه
-
شاه بیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن