ترجمه "then" به فارسی

پس, بعد, سپس بهترین ترجمه های "then" به فارسی هستند.

then adjective conjunction noun adverb دستور زبان

(temporal location) at that time [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پس

    adverb

    at that time [..]

    If you didn't know me that way then you simply didn't know me.

    اگر تو من را آنقدر نمی شناختی پس من را اصلا نمی شناختی.

  • بعد

    adverb noun

    soon afterward

    Finish crying and then we'll talk.

    گریه را تمام کن و بعد ما صحبت خواهیم کرد.

  • سپس

    adverb noun

    soon afterward

    In the morning, heavy snow fell, and then it melted.

    صبح برف سنگینی آمد و سپس آب شد.

  • ترجمه های کمتر

    • ده
    • آنگاه
    • وقت
    • بنابراین
    • (با: now یا sometime و غیره) در وقت دیگر
    • آن وقت (ها)
    • آنگاه که فرا رسید
    • اضافه بر آن
    • به علاوه
    • تا آن موقع
    • در آن صورت
    • در آن موقع
    • در آن هنگام
    • در آن وقت
    • در آنگاه
    • لحظه ی دیگر
    • وابسته به آن زمان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " then " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Then
+ اضافه کردن

"Then" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Then در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "then"

عباراتی شبیه به "then" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "then" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه