ترجمه "theoretical" به فارسی
تئوریک, نظری, فرضی بهترین ترجمه های "theoretical" به فارسی هستند.
theoretical
adjective
دستور زبان
Of or relating to theory; abstract; not empirical. [..]
-
تئوریک
Of or relating to theory
Alexey Alexandrovitch devoted some time to the theoretical study of the subject.
قدری وقت صرف مطالعه تئوریک این مساله کرد.
-
نظری
Sounds a little impractical, a little theoretical, perhaps?
کمی غیرکاربردی به نظر می رسد، شاید زیادی نظری است.
-
فرضی
That was just a theoretical solution until we tested it.
اونم فقط یه راه حل فرضی بود تا اینکه تستش کردیم
-
ترجمه های کمتر
- انگاشتی
- دیدمانی
- انگاری (theoretic هم می گویند)
- نگره ای
- وابسته به یا از نظر تئوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " theoretical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "theoretical" با ترجمه به فارسی
-
زبانشناسی نظری
-
ار لحاظ فرض عملی · موافق علم نظری
-
فیزیک نظری
-
شیمی نظری
-
(با فعل مفرد) بخش دیدمانی (یا تئوریک) هر زمینه ی علمی · دیدمان شناسی
-
علوم نظری رایانه
-
سینی تئوری
-
نظری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن