ترجمه "theory" به فارسی

نظریه, تئوری, نگره بهترین ترجمه های "theory" به فارسی هستند.

theory noun دستور زبان

(countable, proscribed) An unproven conjecture. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نظریه

    noun

    a coherent set of statements attempting to explain observed phenomena [..]

    So again, it's not about the changing fashions, changing theories.

    پس بازهم , این تغییر مد یا تغییر نظریه نیست.

  • تئوری

    a coherent set of statements attempting to explain observed phenomena

    Theory is quite useless unless it works in practice.

    یک تئوری اگر در عمل چواب ندهد به اندازه کافی مضر است.

  • نگره

  • ترجمه های کمتر

    • نظر
    • فرضیه
    • عقیده
    • دیدمان
    • نگرش
    • بینش
    • گمان
    • انگار
    • (در اصل) بررسی فکری
    • (عامیانه) حدس
    • فرا نگره (از قانون law ضعیفتر و از فرضیه یا پنداره hypothesisقویتر است)
    • نگره (منطق ریاضی)
    • ژرف اندیشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " theory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Theory
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نظریه

    noun

    This theory is scientifically controversial.

    این نظریه از نظر علمی بحث برانگیز است.

  • تئوری

    Theory is quite useless unless it works in practice.

    یک تئوری اگر در عمل چواب ندهد به اندازه کافی مضر است.

  • تئوری- نظریه

عباراتی شبیه به "theory" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "theory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه