ترجمه "thermometer" به فارسی

دماسنج, درجه, تب سنج، درجه بهترین ترجمه های "thermometer" به فارسی هستند.

thermometer noun دستور زبان

An apparatus used to measure temperature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دماسنج

    noun

    apparatus used to measure temperature [..]

    He used to call me his little thermometer.

    او با استفاده از با من تماس دماسنج کوچک خود را.

  • درجه

    noun

    I suggested that he should get a thermometer, and a few grapes, and some bread.

    من گفتم خوبست درجه طبی و قدری انگور و کمی نان بگیرد

  • تب سنج، درجه

  • ترجمه های کمتر

    • میزان الحراره . میزان الهواء و هرچه بدان ماند. گرماسنج/دماسنج . میزان الحراره ٔ طبی
    • گرماسنج
    • (برای سنجش تب) درجه
    • میزان الحراره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thermometer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "thermometer"

عباراتی شبیه به "thermometer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "thermometer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه