ترجمه "thesis" به فارسی

تز, رساله, فرض بهترین ترجمه های "thesis" به فارسی هستند.

thesis noun دستور زبان

A statement supported by arguments. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تز

    noun

    written essay submitted for a university degree [..]

    I wrote a thesis on Navajo long-distance runners.

    یک تز دانشگاهی در مورد دوندگان ماراتن ناواهو نوشتم.

  • رساله

    noun

    And in fact, I think my thesis here is that

    و در واقع، گمان می کنم رساله من در اینجا این است که

  • فرض

    noun

    My firm's thesis is pretty simple.

    فرض شرکت من خيلي ساده است:

  • ترجمه های کمتر

    • پایان نامه
    • پایاننامه
    • English
    • اصل
    • مقاله
    • برنهشت
    • نهشته
    • (فلسفه ی هگل) وضع
    • بر نهاد
    • رساله دکتری
    • فرض نهاده
    • نهشت (در برابر: پاد نهشت antithesis و همنهشت synthesis)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thesis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "thesis"

عباراتی شبیه به "thesis" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "thesis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه