ترجمه "thimble" به فارسی

انگشتانه, (کشتیرانی) حلقه ی فلزی طناب, هر چیز انگشتانه مانند بهترین ترجمه های "thimble" به فارسی هستند.

thimble noun دستور زبان

(sewing) A pitted, now usually metal, cap for the fingers, used in sewing to push the needle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگشتانه

    noun

    a protective cap for the finger [..]

    Then he went out again; and then she put her thimble and scissors in her pocket

    سپس جرام خارج شد و او هم انگشتانه و قیچی را در جیب جای داد

  • (کشتیرانی) حلقه ی فلزی طناب

  • هر چیز انگشتانه مانند

  • یک جرعه

    noun

    I can't afford to pay fifty centimes for every thimbleful.

    من نمیتوانم هر بار برای یک جرعه که میخورم پنجاه سانتیم بدهم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thimble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "thimble"

عباراتی شبیه به "thimble" با ترجمه به فارسی

  • اندک · انگشتانه · به گنجایش یک انگشتانه · کم · یک جرعه
اضافه کردن

ترجمه های "thimble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه