ترجمه "thinking" به فارسی

اندیشمند, اندیشه, اندیشگر بهترین ترجمه های "thinking" به فارسی هستند.

thinking noun verb دستور زبان

Gerund of think. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندیشمند

  • اندیشه

    noun

    He said what she was thinking and could not have said.

    کلماتی را که دختر در اندیشه داشت و نمیتوانست بر زبان آورد، او گفت.

  • اندیشگر

  • ترجمه های کمتر

    • با شعور
    • تعقل
    • تفهم
    • تفکر
    • دارای عقل
    • عاقل
    • فکر
    • فکور، دانا، اندیشمند
    • قادر به تفکر
    • متفکر
    • نظر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thinking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "thinking"

عباراتی شبیه به "thinking" با ترجمه به فارسی

  • در شگفت ماندن · عبادت کردن · نشخوار کردن
  • آرزوی غیرعملی · خواب و خیال · خیال خام · خیال واهی · فکر باطل · پندار آرزومندانه
  • فکر میکنم
  • سحر پنداری
  • اندیشکده · اندیشگاه · سازمان پژوهشی
  • آوازه داشتن · ارجمند شمردن · شهرت داشتن · قبول کردن · لایق دانستن
  • (طرز تفکر غیرمنطقی که برای تحریف واقعیت و دروغ پردازی توسط دولت ترویج می گردد) دوگانه اندیشی · دو گونه اندیشی
  • من فکر میکنم پس هستم
اضافه کردن

ترجمه های "thinking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه