ترجمه "third" به فارسی

سوم, سومین, سومی بهترین ترجمه های "third" به فارسی هستند.

third adjective verb noun adverb دستور زبان

The ordinal form of the cardinal number three; Coming after the second. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوم

    adverb

    the ordinal form of the cardinal number three

    Two argue, and a third benefits.

    دو نفر دعوا میکنند و نفر سوم سود میبرد.

  • سومین

    adjective

    A second ten gulden piece did we lose, and then I put down a third.

    دومین فردریک را نیز باختیم و سومین بار نیز در دنبال آمد.

  • سومی

    He suspected the second and was immensely relieved to see it had to be the third.

    او ظنش بدومی میرفت و آسودهخاطر گردید که دید منظر سومی است.

  • ترجمه های کمتر

    • ثلث
    • ثالث
    • sevvom
    • (اتومبیل) دنده ی سوم
    • (جمع - حقوق) ثلث دارایی شوهر متوفی که به زن او می رسد
    • (موسیقی) نت سوم
    • - سوم
    • دوران سوم
    • سوم بزرگ
    • شماره یا نفر سوم
    • قسمت سوم
    • یک سوم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " third " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "third" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "third" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه