ترجمه "thistle" به فارسی
خار, کنگر, تاتاری بهترین ترجمه های "thistle" به فارسی هستند.
thistle
noun
دستور زبان
Any of several perennial composite plants, especially of genera Cirsium, Carduus, Cynara or Onopordum, having prickly leaves and showy flower heads with prickly bracts. [..]
-
خار
nounI'd say thistles, but nobody listens to me, anyway.
! منم خار ميخوام. ولي هيچکي حرف منو گوش نميکنه
-
کنگر
nounplant
A thistle thrust itself between the tiles in the larder.
یک کنگر وحشی جلو قفسهی خوراکیها لای کاشیها سبز شده بود.
-
تاتاری
noun
-
ترجمه های کمتر
- شوک
- (گیاه شناسی) خاربن
- بوته خار
- ژاژ (انواع بته های خار از جنس های Onopordum و Cirsium و Cnicus - از خانواده ی composite به ویژه thistelScotch یا Onopordum acanthium)
- گل خار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " thistle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "thistle" با ترجمه به فارسی
-
کنگر
-
سیرسیوم ارونس · کنگر صحرایی · کنگر هرز
-
خارلته
-
خار مقدس
-
خار مشك · کاردوئوس نوتانس
-
(گیاه شناسی) علف خاربن کانادایی (Cirsium arvense از خانواده ی composite)
-
(گیاه شناسی) شیر تیغک رطوبت پسند · شیر تیغک معمولی (Sonchus olearceus)
-
(گیاه شناسی) خار روسی (Salsola kali از خانواده ی goosefoot)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن