ترجمه "thorough" به فارسی
تمام, کامل, دقیق بهترین ترجمه های "thorough" به فارسی هستند.
thorough
adjective
noun
adposition
دستور زبان
painstaking and careful not to miss or omit any detail [..]
-
تمام
adjectiveA friend of mine went there, and the lady who keeps it is a thorough lady.
یکی از دوستهای خودم آنجا رفته و خانمی که آنجا را اداره میکند به تمام معنی خانم است.
-
کامل
adjectiveshe knew it had been thorough and good because it had always reaped results.
میدید که تربیت کامل و خوبی بوده است زیرا آنها همیشه نتیجه را در نظر میگرفتند.
-
دقیق
hope the oil barrels stood up to a thorough checking.
و امیدوار باشد که بشکههای روغن در مقابل بازرسی دقیق دوام بیاورند.
-
ترجمه های کمتر
- موشکافانه
- تاته
- تام و تمام، تمام و کمال
- موشکاف
- جانانه
- سرتاسر
- (در اصل) عبور کننده
- (مهجور) رجوع شود به through
- از آغاز تا پایان
- از سر تا ته
- بسیار دقیق
- بطور کامل
- به تمام معنی
- گذرا (مثلا در: thoroughfare)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " thorough " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "thorough" با ترجمه به فارسی
-
(کالسکه) تسمه ی فنر · تسمه ی زیر اتاق
-
(موسیقی) · روش تعیین سیم ساز از راه نمره گذاری زیر نت های موسیقی · نظریه ی هارمونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن