ترجمه "three-cornered" به فارسی

سه گوش, سه گوشه بهترین ترجمه های "three-cornered" به فارسی هستند.

three-cornered adjective دستور زبان

Having three corners; triangular. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سه گوش

    It was three cornered, like a cut of cheese lying on its side

    اتاقی سه گوش بود، مثل یک تکه پنیر که یک بر شده باشد

  • سه گوشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " three-cornered " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "three-cornered" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه