ترجمه "thrift" به فارسی
امساک, عقل معاش, کار بهترین ترجمه های "thrift" به فارسی هستند.
thrift
verb
noun
دستور زبان
(uncountable) The characteristic of using a minimum of something (especially money). [..]
-
امساک
noun -
عقل معاش
noun -
کار
noun
-
ترجمه های کمتر
- برومندی
- ناولخرجی
- خست
- شکوفایی
- کامیابی
- رشد
- تلاش
- (انگلیس - محلی) وسیله ی رونق
- (در اصل) رونق
- (گیاه شناسی)شاسترسون
- صرفه جویی
- عود قرمز (جنس Armeria تیره ی thrift institution( ) Plumbaginaceae هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " thrift " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "thrift" با ترجمه به فارسی
-
فروشگاه لباس های مستعمل (معمولا وابسته به بنگاه های خیریه)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن