ترجمه "thrilling" به فارسی

لرزاننده, لرزنده, مختلج بهترین ترجمه های "thrilling" به فارسی هستند.

thrilling adjective noun verb دستور زبان

Present participle of thrill. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لرزاننده

  • لرزنده

  • مختلج

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thrilling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "thrilling" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی) تپش نامرتب · ارتعاش · به ارتعاش در آمدن یا در آوردن · به شور آوردن · تپش داشتن · حس خارش · ذوق زده کردن یا شدن · رعشه · شادمان کردن · شور · شوق و شعف · صدا · لرز · لرزاندن · لرزش · لرزه · لرزیدن · مرتعش کردن یا شدن · مست کردن · مشمئز شدن · هیجان · هیجانی کردن · پر شوق و شعف کردن یا شدن · پرشور کردن یا شدن
  • (پزشکی) تپش نامرتب · ارتعاش · به ارتعاش در آمدن یا در آوردن · به شور آوردن · تپش داشتن · حس خارش · ذوق زده کردن یا شدن · رعشه · شادمان کردن · شور · شوق و شعف · صدا · لرز · لرزاندن · لرزش · لرزه · لرزیدن · مرتعش کردن یا شدن · مست کردن · مشمئز شدن · هیجان · هیجانی کردن · پر شوق و شعف کردن یا شدن · پرشور کردن یا شدن
  • (پزشکی) تپش نامرتب · ارتعاش · به ارتعاش در آمدن یا در آوردن · به شور آوردن · تپش داشتن · حس خارش · ذوق زده کردن یا شدن · رعشه · شادمان کردن · شور · شوق و شعف · صدا · لرز · لرزاندن · لرزش · لرزه · لرزیدن · مرتعش کردن یا شدن · مست کردن · مشمئز شدن · هیجان · هیجانی کردن · پر شوق و شعف کردن یا شدن · پرشور کردن یا شدن
اضافه کردن

ترجمه های "thrilling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه