ترجمه "thud" به فارسی
تالاپ, ضربت, تپ بهترین ترجمه های "thud" به فارسی هستند.
thud
verb
noun
دستور زبان
To make the sound of a dull impact. [..]
-
تالاپ
Before he could scramble up he heard a cry and a thud.
قبل از این که بتواند تقلا کنان از جـا برخیـزد، صـدای فریـاد و تالاپ افتادن چیزی را شنید.
-
ضربت
noun -
تپ
-
ترجمه های کمتر
- پلف
- کوبه
- کوب
- (با صدای بلند) تپیدن
- (سخت) کوبش
- (صدای ضربه ی سنگین یا افتادن چیز نرم و سنگین) گرمب
- (قلب) تپ تپ کردن
- تالاپ تالاپ کردن
- تاپ تاپ
- تاپ تاپ کردن
- تپ تپ کردن
- ضربه سنگین
- ضربه ی سخت یا سنگین
- گرمب گرمب کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " thud " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن