ترجمه "thwart" به فارسی

خنثی کردن, میانبر, اریب بهترین ترجمه های "thwart" به فارسی هستند.

thwart adjective Verb verb noun adverb دستور زبان

(transitive) to prevent; to halt; to cause to fail; to foil; to frustrate [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خنثی کردن

    verb

    Sway the nobles to your side to thwart the Vatican's schemes.

    برای خنثی کردن توطئه واتیکان ، اشراف زاده ها رو به سمت خودت بکش.

  • میانبر

  • اریب

  • ترجمه های کمتر

    • (سر راه کسی) مانع گذاشتن
    • (قایق پارویی) صندلی
    • (قدیمی) رجوع شود به athwart
    • (مهجور) رجوع شود به pervese
    • بی نتیجه گذاردن
    • زخمی کردن
    • مخالفت کردن
    • ممانعت کردن
    • ناامید کردن
    • هیچ کردن
    • گرفتار شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " thwart " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "thwart" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه