ترجمه "tier" به فارسی
رده, طبقه, اشکوب بهترین ترجمه های "tier" به فارسی هستند.
tier
verb
noun
دستور زبان
One who ties (knots, etc). [..]
-
رده
nounHow many men do we have searching the tiers?
چندتا سرباز در رده ها دارن می گردن ؟
-
طبقه
nounAnd above again a second tier of what were known asbalcony cells five on a side.
و در طبقه بالا نیز، که به بالکن موسوم بود، مجموعا ده سلول روبهروی هم قرار داشتند.
-
اشکوب
-
ترجمه های کمتر
- بندزن
- (سابقا) پیشبند کودک
- (شخص یا ابزار) بستگر
- (مقام) رتبه
- (نیمکت یا صندلی) ردیف
- رده بندی کردن
- ردیف بندی کردن
- ردیف کردن
- طبقه طبقه کردن
- گره زن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tier" با ترجمه به فارسی
-
برنامه دو لایه ای
-
لایه نمایش
-
لایه پایگاه داده
-
پشتیبانی معمار چند لایه
-
سه لایه (سه سطح)
-
لایه نرم افزارهای کاربردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن