ترجمه "tightly" به فارسی

محکم, تنگ, سفت بهترین ترجمه های "tightly" به فارسی هستند.

tightly adverb دستور زبان

In a tight manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محکم

    He grips both my hands in his and squeezes tightly.

    هر دو دست من را در دستهای خودش میگیرد و محکم فشار میدهد.

  • تنگ

    adjective noun

    As it was she was so full of food and so tightly laced

    با آن کمر تنگ خود دیگر میلی به غذا در او باقی نگذاشته بود.

  • سفت

    adjective

    Close your fist and grip as tightly as you can.

    مشتتو جمع کن و شماها هم تا جايي که مي تونيد سفت بگيرينش

  • قایم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tightly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tightly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه