ترجمه "timbre" به فارسی
طنین, جوهر, (صدا) زنگ بهترین ترجمه های "timbre" به فارسی هستند.
timbre
noun
دستور زبان
The quality of a sound independent of its pitch and volume. [..]
-
طنین
nounquality of a musical note or sound or tone
The timbre of his voice stuck in my head like music.
طنین صدای او مثل موسیقی در سرم ماند.
-
جوهر
noun -
(صدا) زنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " timbre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن