ترجمه "time frame" به فارسی
مدت لازم (برای انجام کاری), چارچوب زمانی بهترین ترجمه های "time frame" به فارسی هستند.
time frame
noun
دستور زبان
the period of time during which something is expected to occur, or does occur [..]
-
مدت لازم (برای انجام کاری)
-
چارچوب زمانی
I'm at three weeks, within standard time frame.
هفته ی سومم توی چارچوب زمانی استاندارده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " time frame " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن