ترجمه "time-consuming" به فارسی
زمانگیر, وقت گیر بهترین ترجمه های "time-consuming" به فارسی هستند.
time-consuming
adjective
دستور زبان
Requiring significant amounts of time. [..]
-
زمانگیر
-
وقت گیر
It used to be very time-consuming, but now it's nothing.
این کار در گذشته بسیار وقت گیر بوده، اما در حال حاضر اصلا کاری نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " time-consuming " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن